تبليغاتX
صوفیانه

ديروز رسما سر عادل فردوسي پور رو بريدند. ديروز برنامه رخصت ساعت 9 شب با موضوع بررسي علت ناكامي تيم ملي فوتبال به صورت زنده با حضور مدني و تاج و مجريگري پيمان يوسفي پخش شد.

چقدر حسرت خوردم كه ديگه عادل و نود نيست. درود بر شرفت عادل فردوسي پور كه با برنامه اي كه از دل برآمده بود و بر دل همه نشسته بود تنها تريبون انتقاد آميز واقعي صدا و سيما بودي و حاضر نشدي كه شرافتت را به خيلي چيزها بفروشي.

شايد با اين كار نشون دادند كه ديگه رسما برنامه اي به اسم نود حضور نخواهد داشت شايد هم نه. ضمن اينكه با توجه به بازيهاي اخير جام كنفدراسيونها و پخش زنده هايي كه تو اين روزها بود اين احتمال به شدت مي رود كه عادل فردوسي پور ديگر در اين محافل جايي ندارد.

ولي اين برنامه نشون داد كه مجريهاي ديگه زمين تا آسمان با عادل فردوسي پور فرق دارند. ديروز برنامه حدود يك ساعت بود نيم ساعتش رو يوسفي حرف زد. اونها يكي دو جمله مي گفتند تا ميومدن بحث رو باز مي كنند يوسفي شيرجه مي زد وسط ميز و يك بحث يا سئوال ديگه رو مطرح مي كرد. ما نيمه پر ليوان رو مي بينيم و ميگيم به علت كمبود وقت بوده.

ضمن اينكه مدني هم آخرهاش زد به سيم آخر گفت آقاي علي آبادي و مهرعليزاده و يا هر كس ديگري كه سكان ورزش به دستش هست نبايد از ورزش به نفع جريان هاي حزبي و منافع شخصي خودش استفاده كنه و بايد بداند كه فقط براي خدمت به مردم آمده.

البته ظاهرا ايشان از شروع مجدد برنامه 90 با آغاز ليگ برتر در يك گفتگوي راديويي خبر داده و جسته و گريخته هم گفته ميشه كه الان در سفر هست. بايد ببينيم صدا و سيما حاضر است يكي از معدود برنامه هاي خوب خود را نيز در جريان اتفاقات بعد از انتخابات قرباني كند؟

+ نوشته شده توسط صوفی فراز در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 14:42 |

ديگر تحمل ندارم. حالم از اين صدا و سيما به هم مي خورد با تمام وجودم مي گويم كه وقتي تلويزيون ايران را مي بينم و راديوي ايران را مي شنوم حالت تهوع مي گيرم. اين حالت از همان روز جمعه روز انتخابات شروع شد. براي اولين بار در يك انتخابات ساعت 8 صبح با قلبي روشن و اميدواري فراوان، دم در حوزه رأي گيري بودم. رأي را دادم و برگشتم.

مرتب تلويزيون روشن بود ببينم چه خبره ساعت از دوازده و يك گذشت، نزديك دو، نزديك سه، هر 6 شبكه مراسم پخش مستقيم راي دادن مردم را داشتند. مثلا اصفهان با شبكه يك ارتباط برقرار مي كرد تمام كه مي شد مي زديم 2 ميديديم بعد از يك دو باهاش ارتباط برقرار كرده و بعد 3 و همينطور مي چرخيد اگر هم همه اينها تكراري نبود حرفها همه تكراري بود. از 5 شبكه ايران به علاوه شبكه تهران اين فقط شبكه 4 بود كه در لابلاي اين مراسم به پخش يك فيلم سينمايي و چند فيلم مستند اقدام كرد و شبكه تهران هم يك فيلم سينمايي پخش كرد.

حالت تهوع داشت شروع مي شد. از صبح داشتم يك سري آهنگ تكراري و يك سري حرفهاي تكراري مي شنيدم. اين آهنگ سالاري عقيلي رو خيلي دوست داشتم: وطن اي هستي من شور و سرمستي  من ... اون روز انقدر اين آهنگ رو گذاشت كه الان ديگه مي شنوم حالم به هم مي خوره چه برسه به تكرار مكررش در روزهاي بعد. ديگر حالم از همه اين كلمات به هم مي خورد و دوست داشتم با سر بزنم تو صفحه تلويزيون: رأي، انتخابات، صندوق، وظيفه، ايراني، شرعي، دشمن، مشت، محكم، حماسه و ... از بس كه با هر كسي كه گفتگو مي كردند تنها يك سئوال را بلد بودند: علت شركت شما در انتخابات چه بوده؟ و آن هم تنها يك جواب داشت اين وظيفه هر ايراني است كه در انتخابات شركت كنه و مشت محكمي... . تو را به خدا انصاف داشته باشيد. حال خودتان به هم نمي خورد از بس اين سئوالهاي تكراري را مي پرسيديد و جوابهاي تكراري مي شنيديد؟

اما ضربه نهايي را صدا و سيما بعد از بروز جنجالها و نتايج واقعا غيرمنتظره انتخابات زد.

آقايان صدا و سيمايي افتخار مي كنيد كه اينگونه خفقان را به رخ ملت مي كشد؟ آقايان اين مردم خر و الاغ نيستند آقايان بسياري از همين مردمي كه ماهواره ندارند (اگر كسي باشد) و در خانه هايشان نشسته اند اقوام و فاميلها و فرزندان و همسايگاني دارند كه در همين خيابانها باتوم خورده اند و راه نفسشان با گاز اشك آور و اسپري فلفل بند آمده است.

آقاي ضرغامي كه در جشنواره رسانه و اعتياد از حقوق دو جنسه ها حمايت مي كرديد كجاست آن ژستها؟ خون شما كه رنگين تر از رهبر نيست وقتي ميگويد كوي دانشگاه دل من را خون كرد وبعد خبرنگار شما با نام حسيني باي گزارشي تهيه مي كند كه انتشار اخباري مبني بر كشته شدن دانشجويان در كوي دانشگاه دروغ است. آقاي ضرغامي ايشان تشييع جنازه هاي اين دانشجويان مظلوم را نديده اند؟ ايشان سينه و قلب چاك خورده دانشجوي مظلوم روي سكوي سردخانه را نديده است؟

چطور مي توانيد آنقدر يك طرفه بر كوس بي عاري بكوبيد كه حتي آنهايي كه به حرفهاي شما اعتماد مي كنند را نيز بيزار كرده ايد و با شنيدن كلمات تكراري اغتشاشگر و منافق و اراذل و اوباش آنها نيز مي گويند بس است ديگر. اي كاش هيچوقتي را نمي توانستم در خانه باشم تا مزخرفاتي را كه صدا و سيماي وطنم به خورد ملتي شريف مي دهد را ببينم و بشنوم.

مديران رسانه ملي، مردم را خر نپنداريد كه تيشه به ريشه خود ميزنيد. مگر در ميان اقوام و دوستان شما هم نبودند كساني كه در همين راهپيمايي هاي مسالمت آميز شركت كردند؟ يا شايد خود شما هم بوده ايد و چيزي نمي گوييد؟ همين خيل عظيمي كه رئيس قوه مققنه به شما گفت بايد صداي آنها نيز شنيده شود و فضايي يك طرفه را ايجاد نكنيد.

شعارعدالت علي شما اين است كه وقتي عادل فردوسي پور بنا بر شنيده ها نامه استعفا به عنوان استاد دانشگاه شريف را امضا كرده حاضريد او را فنا كنيد تا هيچ صداي مخالفي شنيده نشود. حيف نباشد گزارش عادل را بر روي بازي برزيل و ايتاليا نشنويم و شما آنقدر بي رحم هستيد كه يكي از معدود نقاط مثبت كل سازمانتان را هم از مردمي كه هر چه داريد از آنها داريد، دريغ مي كنيد؟ آقاي ضرغامي لذت موسيقي به داشتن گوشه مخالف است وگرنه صداي گوشخراش و ريتم يكنواخت آن هر شنونده اي را فراري مي دهد.

انفجار مناظرات تبلغاتي را ديديد و هنوز نفهميده ايد كه علت اينكه در سالهاي اخير ديشهاي روي پشت بامها چند برابر تعداد پشت بامهاست به چه دليل است؟ سرتان را از زير برف بيرون بياورديد. اينجا ايران است. اينجا مهد تمدن است. اينجا مردمي دارد كه به عشق دموكراسي، آزادي و مردم سالاري به پاي صندوقهاي راي آمدند و پس از اعلام نتايج تنها خواستار حق برگزاري تجمع مسالمت آميز براي احقاق حق خود بودند.

چرا صحنه اي را كه يكي از نيروها به دست مردم افتاده و كتك مي خورد را مرتب نشان مي دهيد اما تير خوردن ندا و ساير تير خوردگان را نشان نمي دهيد؟ از باتوم خوردگان بگذريم. چرا از شجاعت زني مي گوييد كه آن بسيجي را در بر مي گيرد؟ مگر او نيز از همان مردماني نيست كه تظاهرات كرده اند. مگر فيلمهايي را نديده ايد كه نيروهاي دولتي به دست مردم افتاده اند و مردم آنها را در بر گرفته و از مهلكه به در كرده اند؟ و مگر نديده ايد كه وقتي مردم به دست نيروها مي افتند فقط باتوم است و بالا مي رود؟

آقاي نجف زاده كه رزمنده ها را داداشي هاي ما مي خواندي و مي گفتي صدام آنها را كشته است. فرزندان همان افراد هم اكنون در خيابانها خواستار احقاق حق خود هستند و خود آنها هم كه شايد ديده باشي، و بعد از همه اينها تلويزيون آمار مي دهد كه تعدادي از اراذل و اوباش در خيابانها كشته شده اند.

آقاي نجف زاده وجدانت كجا رفته؟ گزارشهاي احساسيت كجا رفته؟ شرافت حرفه ايت كجا رفته؟ شايد شما و همكارانت هم عصرها كه از سازمان بيرون مي آييد لباس رزم پوشيده و باتوم به دست به جمع دوستان ديگرتان مي رويد و واقعا از آن روي سكه خبر نداريد؟ به هر حال اگر هم نمي رويد اين كارهاي شما هيچ تفاوتي با كتك زدن مردم در خيابانها ندارد. در خيابانها جسم آنها كتك مي خورد اما خوشحالند كه با فرياد حرفشان را زده اند اما در خانه ها  و با ديدن برنامه هاي صدا و سيما روح آنها كتك مي خورد.

يك بار به «««««نداي»»»»» وجدانتان جواب دهيد. شما را به همه مقدساتتان قسم مي دهم، شما را به فرق شكافته علي (ع) قسم مي دهم. مگر شما هم نديديد كه در خيابانها از همه صنفي بودند؟ مگر نديديد آن روز را از انقلاب تا آزادي كه از هر صنفي از كارمند و كارگر و استاد دانشگاه و دانشجو و پيك موتوري و بدنساز و پيراشكي فروش و كارخانه دار و ... از افرادي كه سنشان هنوز هم يك رقمي بود تا كهنسالاني كه به زور راه مي رفتند. از جواناني كه موهاي وزوزي آنها به هوا رفته بود تا چهره هايي كه جاي مهر بر وسط پيشاني آنها نشسته بود، و چهره هاي ديگري كه تنها وجه تمايزشان با بسيجي هاي آن طرف ميدان روبان سبزي بود كه به پيشاني يا دست خود بسته بودند. مگر روحانيوني را كه در ميان جمعيت با آنها همصدا شده بودند را نديديد؟ مگر جانباز عزيزي را كه با يك پا و چوب زير بغلش عكس موسوي را به دست گرفته بود و به خيابان آمده بود را نديديد؟ اگر نديديد پس چگونه راه خانه تان را پيدا مي كنيد؟

اي كاش صدايم به همه مردم مي رسيد و مي گفتم گزارشگران صدا و سيما را تحريم كنيد آنها كه هر آنچه را بخواهند پخش مي كنند نه هر آنچه را كه هست. وقتي رئيس قوه مقننه هم به بودن خيل عظيمي در خيابانها كه از متن جامعه هستند اشاره مي كند شما چرا نمي پذيريد.

آقايان ملت ايران فهيم است خيال نكنيد كه آنها نيز تنها حرفهاي شما را مي شنوند چون جاي باتوم و سر شكافته فرزندشان چيز ديگري مي گويد. شايد يكي از شعارهاي امروزي مردم در خيابانها خيلي پر معنا تر از بقيه باشد:

صدا و سيماي ما ... نشانه ننگ ما.

+ نوشته شده توسط صوفی فراز در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 13:7 |