تبليغاتX
صوفیانه
از بچگی همیشه فکر می کردم که چرا من خواب خیلی کم می دیدم. هر وقت هم خواب میدیدم اینطوری بود که از یک بلندی پرت می شدم پایین و در میانه راه سقوط از خواب می پریدم و یا در موقعیتی گیر کرده بودم که هیچ کاری نمیتونستم بکنم و مثلا یک مار داشت من رو نیش میزد.

خیلی خوابهای بی ربطی بود اصلا هیچ ربطی به هیچیم نداشت.

اما حالا چند ماهیه که خوابهایی می بینم که شاید هم بی ربط نباشه. شاید از همون موقع داشتم خواب حالا رو میدیدم اما حالیم نبوده الان دیگه این کابوسها به شرایطم می خوره. عینی تر شده زیاد هم پرت و پلا نیست.

اکثرا دم صبح میان و وقتی بیدار می شم گیجم. چند دقیقه تو رختخواب می شینم و سرم رو تو دستام میگیرم دوست دارم گریه کنم .... بلند .... اما باید زود پاشم برم. از در که میرم بیرون هوای تازه اول صبح و شلاق سرما و سوزش رگه های سکر آور خواب رو از زیر پوستم و عمق ذهنم بیرون می کنه.

تو روز هم هر وقت یادشون می افتم سست میشم. شبها که میخوام بخوابم دیگه همیشه منتظرم. منتظر یک کابوس بد منتظر کسی که تو موقعیتی گیر کرده که هر چی زور میزنه یک جوری خودش رو رها کنه نمیتونه. وقتی از یک بلندی می افتی پایین و بین آسمون و زمین هستی چی کار میتونی بکنی؟

+ نوشته شده توسط صوفی فراز در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 و ساعت 0:15 |
بچه بودم هميشه فكر مي كردم دعوا بده. هميشه سعي مي كردم از دعوا دوري كنم و با همه از در صلح و سازش در بيام.

بزرگتر كه شدم هميشه فكر مي كردم چرا مردم يك جوري با هم رفتار مي كنند كه دشمني ايجاد ميشه. چرا همه با هم دورو هستند. جلوي هم يك جورن پشت سر يك جور. با خودم ميگفتم وقتي بزرگ شدم من اينطوري نميشم و زندگي خودم را خوب خوب مي سازم.

بعدهاش فهميدم كه اينها قوانين زندگي بزرگسالانه. ناراحتيهاي بيخود بهانه گيريهاي بچه گانه اما بدون معصوميت كودكي. اگه كسي اينطوري نباشه فكر مي كنند ديوونس كه هر چي تو دلش باشه رو به هر كي كه بخواد ميگه.

دنياي ما شده دنياي دروغگويي و دررويي و ريا و غرور و خود بزرگ بيني و شكستن دلهاي كه بعدش به خاطر اونها اشكت دربياد. چرا ما آدمها اينجوري هستيم؟ كار رو به جايي مي رسونيم كه مجبور بشيم دل هم رو بشكنيم.

دلم گرفته دلم عجييييييييييييييييييييييب گرفته...

+ نوشته شده توسط صوفی فراز در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 و ساعت 20:38 |

شايد حالا بيشتر بفهميم قطبي چه گفت. شايد حالا بفهميم تيتر روزنامه هاي ورزشي و حملات برخي رسانه هاي ورزشي به قطبي پس از اينكه او عده اي از خبرنگاران را از حيوان هم پست تر خواند يعني چه.

او بعد از اين حرف و زمانيكه سيل انتقادات روزنامه ها و خبرنگاران ورزشي به وي سرازير شد حرفي نزد اما زمان همه چيز را روشن كرد. دستگيري گسترده باند خبرنگاران ورزشي به اتهام دلالي و رشوه گيري و اخاذي چيزي بود كه خبر آن از چند هفته قبل از نوروز پخش شد.

محمود سالارکیا به‌عنوان معاون دادستان تهران در اين زمينه به نكته جالبی اشاره كرد:«بهتر است نام اینها را خبرنگار نگذارید، آنها دلال بودند، اصل را بر دلال‌بودن آنها بگذارید»

قاضی حداد معاون امنیتی دادگاه انقلاب دو هفته پس از دستگیری تعدادی از دلالان صاحب نام و روزنامه‌نگاران ورزشی به جرم دلالی و کسب درآمدهای نامشروع بیان کرد.:"حالا ما پرونده‌ای از اعترافات خاطیان در دست داریم که خیلی از زوایای آن را نمی‌توانیم افشا کنیم".

افرادي كه حاضر بوده اند قلم خود را به پول بفروشند و آنهايي كه خبرنگاري كرده اند مي دانند شرافت داشتن در اين حرفه چقدر سخت است. شرافت را در اين رشته همه گونه مي تواني از دست بدهي از دزديدن سوژه همكار تا كپي پيست كردن مطالب سايتها و خبرنگاران ديگر و ارائه آن به نام خود با كمي جرح و تعديل و زير آب زدن بغل دستي و ...

مهران مديري در مرد دو هزار چهره اوج اين كار را به زيبايي به تصوير كشيد.

سكانسهاي كوتاه مديري مانند پتك بر سر بيينده فرود آمد:"پسر تيتر روزنامه فردا رو براي آقا بخون!"

قطبي در گفتگو با بي بي سي فارسي هم اشاره اي به اين موضوع كرده بود كه در پشت پرده فوتبال ايران مي توان دست باندهاي مختلفي از جمله باندهاي خبرنگاري و رسانه اي را ديد و شايد كمتر كسي بعد از دستگيري خبرنگاران ورزشي توسط مقامات قضائي ايران، به فكر اين اشاره ها افتاد.

شايد هم اكنون بتوان حال كسي را كه به برخي خبرنگاران لقب حيوان داد را كمي بهتر درك كرد. كسي كه ممكن است تهديد به افشاي رازهاي زندگي خصوصي اش به ويژه در شرايطي شود كه يك همسر خارجي هم دارد شب و روز براي اون نگذاشته باشد و يا تهديد به .... شايد نگاهي به گزارشات موجود در اين زمينه در روزنامه و سايتها بتواند چهره واقعي افرادي را يك مربي ساده دل اين لقب را به آنها داد بيشتر فاش كند.

اي كاش در هر كاري هستيم شرافت خود را حفظ كنيم.

+ نوشته شده توسط صوفی فراز در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 و ساعت 11:39 |