همه خاطره هاي مردم چين از روز دوازدهم مه 2008 (23 ارديبهشت 87) تيره است اما آنان ديگر نمي خواهند وحشت خود در آن زمان را مرور كنند.
زلزله زدگان فقط مي خواهند لحظه هاي جاودان را به ياد بياورند. نام هاي قهرمانان بي نشان ، معمولي هستند اما يادشان تا ابد در تاريخ چين باقي خواهند ماند. زندگي آنها در گذشته عادي بود اما پس از فاجعه سي چوان خيلي ها تبديل به قهرمان شدند. شايد اين ديگر براي خودشان روشن نباشد كه چه كاري انجام دادند، اما حماسه هايي كه آفريدند همگي مردم چين را تحت تاثير خود قرار داده است.
وقتي گروه نجات ، زن جوان را زير آوار پيدا كرد او مرده بود اما كمك رسانان زير نور چراغ قوه ، چيز عجيبي ديدند. زن با حالتي عجيب به زمين افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زير فشار آوار كاملا تغيير يافته بود. ناجيان تلاش مي كردند جنازه را بيرون بياورند كه گرماي موجودي ظريف را احساس كردند. چند ثانيه بعد، سرپرست گروه ، ديوانه وار فرياد زد: بياييد، زود بياييد! يك بچه اينجا است. بچه زنده است. وقتي آوار از روي جنازه مادر كنار رفت دختر سه - چهار ماهه اي از زير آن بيرون كشيده شد. نوزاد كاملا سالم و در خواب عميق بود. گزارش ايسكانيوز مي افزايد ، او در خواب شيرينش نمي دانست چه فاجعه اي وطنش را ويران كرده و مادرش هنگام حفاظت از جگرگوشه خود قرباني شده است.
مردم وقتي بچه را بغل كردند، يك تلفن همراه از لباسش به زمين افتاد كه روي صفحه شكسته آن اين پيام ديده مي شد: عزيزم، اگر زنده ماندي، هيچ وقت فراموش نكن كه مادر با تمامي وجودش دوستت داشت.
+ نوشته شده توسط صوفی فراز در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت
9:30 |