تبليغاتX
صوفیانه

كامران نجف زاده را چه شده است؟

20:30 ديشب چيز ديگري بود.

زمانيكه نجف زاده چهره اي متفاوت را از خود به نمايش گذاشت و در حاليكه چند سال بود به گزارشهاي مغرضانه وي عادت كرده بوديم اين بار آنچنان كوبنده، هشيارانه و جالب گزارش داد كه انگار ديشب خواب نما شده است و پس از 3 سال حمايت بي جانبه از دولت مهرورز سرانجام متوجه بي مهري بعضي ها شده و لوله توپخانه خود را كه تا كنون به جانب اپوزوسيون نشانه رفته بود را به سمت الهام نشانه رفت.

نجف زاده يك بار با تمام وجود تواناييهاي حرفه اي خبرنگاري خود را بروز داد و به ناگاه در برابر مردي كه نقش همه مردان رئيس جمهور را ايفا مي كند به بوكسوري حرفه اي تبديل شد كه در مبارزه با يك بوكسور آماتور او را در گوشه رينگ گير انداخته و چپ و راست هوك و آپورگات را روانه سر و صورت و سينه حريف مي كند.

وي ماجراي تغييرات كابينه را از ابتدا به خوبي نشان داد و سخنان الهام را كه اين تغييرات را دروغ 13 خوانده بود پخش كرد و اين در حالي بود كه در توضيحات خود هر بار يكي از سمتهاي الهام را براي معرفي فاعل جمله خود به كار مي برد.

سپس سير ماجرا را تا زماني كه الهام تغييرات كابينه را رسما تاييد كرد نشان داد و در پايان هيچ كس باورش نمي شد كه اين همان نجف زاده اي است كه با هيئت دولت سفر حج رفت و قرار است تا چند ماه ديگر خبرنگار صدا و سيما در پاريس شود.

چشمانش را به ما دوخت و گفت:« فكر ميكنم كه مشغله زياد الهام باعث شده كه بعضي وظايف خودش را فراموش كند از جمله اينكه سخنگوي دولت است و بايد با دست پر به جمع خبرنگاران بيايد.»

اين در حالي است كه آفت تكذيب چند روز پيش از تأييد سالهاست گريبان دولتمردان ما را چسبيده و جاي خالي صداقت با مردم و شجاعت در سيستم حكومتي ما آنچنان خالي شده است كه كامران را هم متحول مي كند.

پس از تحول ناگهاني فرزاد حسني در برنامه اش برابر سردار رادان، اين گونه چرخش نجف زاده چه پيامي را مي تواند در پي داشته باشد؟

البته هنوز حریف آماتور نتوانسته سربلند کند و به محض اینکه داور بازی را متوقف کند،‌بايد منتظر خشم جمع شده بوكسور آماتوري شد كه در نقش وزير دادگستري چندان صادق نبوده است.

+ نوشته شده توسط صوفی فراز در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 9:41 |
گويند كه عطار در مغازه پدري به عطاري مي پرداخت كه روزي سائلي به در دكان آمد و كمك خواست و چون جواب رد شنيد گفت حالا كه هيچ ندارم و كسي من را كمكي نمي كند، مردنم به. دراز كشيده عبايش را به سرش مي كشد.
عطار گمان مي برد كه مرد خوابيده است. پس از مدتي روي سر او مي رود  و متوجه مي شود كه او مرده است. در روايات شروع سير عطار به سمت خداوند را همين اتفاق مي دانند. امروز خبرگزاري فارس دو غزل زيبا را عطار انتخاب كرده بود كه واقعا از خواندن آنها لذت بردم:

پير ما بار دگر روي به خمّار نهاد * خط به دين بر زد و سر بر خطِ كفّار نهاد

خرقه آتش زد و در حلقه دين بر سر جمع * خرقه سوخته در حلقه زنّار نهاد

در بُنِ ديرِ مُغان در بر مُشتي اوباش * سر فرو برد و سر اندر پي اين كار نهاد

دُرد خمّار بنوشيد و دل از دست بداد * مي خوران، نعره‌زنان، روي به بازار نهاد

گفتم: «اي پير! چه بود اين كه تو كردي آخر؟» * گفت كين داغ، مرا، بر دل و جان، يار نهاد

من چه كردم؟ چو چنين خواست، چنين بايد بود * گُلم آن است كه او در ره من خار نهاد»

باز گفتم كه «انا الحق زده‌اي، سَر در باز!» * گفت: «آري زده‌ام.» روي سوي دار نهاد

دل چو بشناخت كه عطار درين راه بسوخت * از پي پير، قدم، در پي عطار نهاد

****************

يا دست به زيرِ سنگم آيد  * يا زلف تو زيرِ چنگم آيد

در عشق تو، خرقه درفكندم  * تا خود پس از اين چه رنگم آيد

هردم ز جهان عشق، سنگي * بر شيشه نام و ننگم آيد

آن دم ز حساب عمر نبود  *گر بي‌تو، دمي، درنگم آيد

چون بنديشم ز هستي تو *از هستي خويش ننگم آيد

چون زندگي‌ام به تست، بي‌تو، *صحراي دو كَون تنگم آيد

تا مرغ تو گشت جان عطار *عالَم، ز حسد، به جنگم آيد

+ نوشته شده توسط صوفی فراز در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 15:36 |

فرانچسکوی قدیس یکی از بزرگترین عرفا و قدیسان دین مسیح است که در 18 سالگی دچار انقلابی معنوی شده و عشق خداوند و عیسی مسیح (ع) آنچنان وجود او را فرا می گیرد که فرقه فرانسیسیان تا به امروزه به عنوان یکی از مهمترین زیر شاخه های مسیحیت خود را یه جهانیان معرفی می کند.

وی که فرزند یکی از ثروتمندترین تجار ایتالیاست پس از آغاز تحول معنوی و بیماری سخت چند روزه و پس از بهبود از آن انسان دیگری می شود انسانی که چکیده عرفان و دستورات خداوندی برای بشریت را در چنین مناجاتی به حلاوت هر ه تمامتر بیان می کند:

 

 پروردگارا مرا اسبابی ساز از برای صلح خودت 

تا هر کجا که نفرت ات عشق

و هر کجا که ناسزا است عفو

و هر کجا که نفاق است وحدت

و هر کجا که باطل است حق

و هر کجا که شک است یقین

و هر کجا که یأس است امید

و هر کجا که ظلمت است نور

و هر کجا که اندوه است سرور آورم.

 

 

آمین.

 

خداوندا من هم تو را سپاس می گویم و خاضعانه از تو می خواهم که من را اسبابی برای رساندن خیر به بندگان قرار دهی. تو را شکر می گویم و از تو سپاسگزارم.

+ نوشته شده توسط صوفی فراز در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 23:53 |